کوه ها و استکانا
کوه هارو چطوری جابه جا میکنن؟ استکانارو چطوری می سازن؟
من یاد گرفتم که چه جوری شبها از رویاهام یه خدا بسازم وبعد شکرش کنم
امشب هم گذشت... بعدشم چشمامو میبندم و گوشم و میسپارم به صدای یتی کوره که هفتاد سال تموم عاشق یه دختر چهارده ساله بوره....
منم عشق سیاهمو سوت میزنم و خواب آدمهای زشتی و میبینم که فقط مرگ رو به مساوات تقسیم می کنند
یادته میگفتی ما شور متلق آفاقیم؟
ما چیمون از خرسای قتبی کمتره؟ بی خیال تاریخ ... بی خیال انسان... خیلی خوبه به خدا!
یه چیزی دستم بود کجا از دستم رفت؟ من می خوام بر گردم به کودکیم... قول میدم از خونه پامو بیرون نزارم... سایم و دنبال نکنم
سرت خارش نداره؟ نمی خوای شاخ دراری؟
من یاد گرفتم که چه جوری شبها از رویاهام یه خدا بسازم وبعد شکرش کنم
امشب هم گذشت... بعدشم چشمامو میبندم و گوشم و میسپارم به صدای یتی کوره که هفتاد سال تموم عاشق یه دختر چهارده ساله بوره....
منم عشق سیاهمو سوت میزنم و خواب آدمهای زشتی و میبینم که فقط مرگ رو به مساوات تقسیم می کنند
یادته میگفتی ما شور متلق آفاقیم؟
ما چیمون از خرسای قتبی کمتره؟ بی خیال تاریخ ... بی خیال انسان... خیلی خوبه به خدا!
یه چیزی دستم بود کجا از دستم رفت؟ من می خوام بر گردم به کودکیم... قول میدم از خونه پامو بیرون نزارم... سایم و دنبال نکنم
سرت خارش نداره؟ نمی خوای شاخ دراری؟


0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی