اتاق شماره ۲۰من

پنجشنبه

فرصتي نمانده است


فرصتي نمانده است....
بيا همديگر را بغل كنيم فردا يا من تو را مي كشم يا تو چاقو را در آب خواهي شست همين چند سطر دنيا به همين چند سطر رسيده است به اينكه انسان كوچك بماند بهتر است به دنيا نيايد بهتر است اصلا اين فيلم را به عقب برگردان آن قدر كه پالتوي پوست پشت ويترين پلنگي شود كه مي دود در دشت هاي دور آن قدر كه عصاها پياده به جنگل برگردند و پرندگان دوباره بر زمين … زمين… نه ! به عقب تر برگرد بگذار خدا دوباره دستهايش را بشويد به آينه بنگرد شايد تصميم ديگري گرفت
.......

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]



<< صفحهٔ اصلی