اتاق شماره ۲۰من

پنجشنبه

کلمه ( تو )

دیگر تصمیم دارم از کلمه ( تو ) استفاده نکنم .... انگار کسی نزدیک روحم آواز میخواند ....
تویی که در واقع آنقدر هم خوب نمی دانم کیست ...
آیا واقا" تو را نشناختن مشکل خیلی بزرگیست؟
من من تو تو کشیدم کی رو؟
- تو رو !
فیل من این روزا هوای هندوستان تو را کرده..... خیلی زیاد است؟
نه دیگر این فیل و این من و این تو دیگر از آن جور چیزها نیست که بشود هوایشان را کرد.

یکشنبه

======

تازگیها چه راحت مردم به بهانه ها با جان عزیز من بازی می کنند اصلا" هیچ دیده ای که من با کرم هایی خودخواه میجنگم ؟ نه ! ندیدی ..... نبین نبینید نبینید
من در همین لحظه در همین جا به عشق های نارسم اعتراف میکنم ... به همین حقیقت من .
که من که ما دروغ بودیم